فريدون بن احمد سپهسالار

109

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

چون توقف جماعت تجار از حد گذشت از خدمت مولانا سراج الدين كه از مقربان حضرت خداوندگار بود استدعا كردند كه در متوضا درآيد و از كيفيت انتظار آن جماعت عرضه دارد . چون مذكور به متوضا درآمد ديد كه ايشان به گوشه‌اى ايستاده بودند . از انتظار آن جمع اعلام كرد . خداوندگار فرمود : اى سراج الدين ما كى و دنيا كى ؟ بوى اين نجاسات بمشام من بهترست از بوى تمامت دنيا و اصل او . مىبايد كه عذر اين جماعت بخواهى و بگوئى كه اگر شما را ارادت به راه حقست مال خود را بدست خود به مصرف رسانيد و اللّه اعلم . [ انتقال حضرت خداوندگار بجوار رحمت جناب پروردگار ] ذكر « 1 » انتقال حضرت خداوندگار بجوار رحمت جناب پروردگار چون به حكمت ربانى مجموع وجود از چهار عنصر متضاد تركيب يافته است و به خاصيت و طبع هر جوهرى ازين چهارگانه پيوسته ، متوجه اصل و مركز خويش و با هم متنازع ، گاه غلبهء رطوبت آب چراغ حرارت را منطفى مىگرداند و گاه حرارت طبيعت اوعيه رطوبت را محترق مىكند . گاه باد تركيب خاك را از تعجين اصلى پراكنده كند و گاه كثرت يبوست كه مزاج خاكى دارد تركيب مجموع را متحلل گرداند . اما روح كه فيض نور قدسست ، بحسب لطف و اعتدال اصلى كه دارد ، اين جمله را سازگار داشته است . ليكن چون او نيز از عالم علوى درين سراى سفلى نزول كرده و بامر پروردگار بىچون در قيد تن مانده است پيوسته در آرزوى عالم اصل مىباشد . هرگاه كه ارادت حق ازين وجود حاصل گردد ، اگر از اهل رشد و سعادت باشد و شرف نفس و كمالات

--> ( 1 ) - خ ل : در